السيد الخميني

نامه هاى اخلاقى عرفانى 22

دروس تفسير سوره حمد ، جهاد اكبر يا مبارزه با نفس ( نامه هاى اخلاقى - عرفانى ) ( موسوعة الإمام الخميني 50 ) ( فارسى )

و - اى نفس ! - به دستيابى لذت‌هاى حيوانى و شهوانى و رياست‌هاى ظاهرى دنيايى ، قانع مباش ؛ و خويش را به عبادات و طاعات خرسند مگردان ؛ و به حسن صورت و زيبايى خداداد بسنده مكن ؛ و به حكمت رسمى و شبهات كلامى خود را راضى مساز ؛ و به خوش سخنى ارباب تصوف و عرفان رسمى خشنود مباش ؛ و به دعاوى و طامات پر سر و صداى اهل خرقه راه مسپار ؛ چرا كه صرف همت در همهء اين‌ها و تكيه بر آنها شكست و هلاكت است و [ به فرمودهء ولىّ خدا : ] الْعِلمُ هُوَ الحِجابُ الأكبَرُ . نه ؛ بل همت تو در تمامى حركات و سكنات و افكار و انظار و رهپويىها بايد به سوىاللَّه تعالى - آفريننده و پديد آورنده و بازگرداننده‌ات - باشد . و اين سفارش و وصيت من است به نفس تيره و ظلمانى و نيز به دوست و سرورم ، كه در علوم الهى فكرى روشن و در معارف ربانى نظرى دقيق دارد ، عالم فاضل ، سرور گرامى ، آقا سيد ابراهيم خوئى مشتهر به مقبره‌اى - كه خداى تعالى شوكتش را دوام بخشد و وى را به غايت آمال عارفان و منتهاى سلوك سالكان برساند . پس اين بنده آنچه را كه از امّهات اصول حكمت متعاليه مىدانستم به دو القا كردم و از آنچه نزد بزرگان از مشايخ و كتب ارباب معارف دريافتم ، بهره‌اى وافر به دو رساندم ؛ تا بحمداللَّه اكنون به مراد خويش دست يافته و خويشتن را به جامهء صلاح و سداد آراسته است ؛ و در آغاز و انجام ، اتكال تنها به خداوند متعال است . و مكرر مىگردانم وصيت خود را به آنچه كه مشايخ عظام به ما سفارش كردند ؛ و آن ، فاش نساختن اسرار معارف است مگر به اهلش ، و دهان نگشودن به حقايق عوارف مگر در محلش . پس خداوند - كه والاست نامش - فرمود :